نفس بریده
-
تاریخ: 1405/5/25 ساعت: 0:40
روزها و ماههايى رو ميگذرونم كه مطمن و مطمن تر ميشم ديگه روزها سخت تر و سخت تر ميشه خدا بيش از هميشه ناتوان در اثبات صداقتش و باورها تكيده و نحيف از نقض هاى پياپي ادعاهاشون يك لشگر زخمى دورم و من از همه نالان تر حقيقت ها پشت هم نقض ميشن و من مبهوت كه جواب كيو چى بدم در بهترين حالتش انگار من قربانى مو...
کتاب جنون عقل می بارد منتشر شد
-
تاریخ: 1398/9/2 ساعت: 21:36
مجموعه اشعار کلاسیک سروده شده پیش از سال 95 چاپ شد.جهت خرید کتاب از لینک زیر اقدام کنید:https://www.instagram.com/ejazzbooks/
به دنبال چه ميگردی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:10
به مربوط به دنبال حرف چه ميگردي ميان رفتن جانتبه جز داغ دلت داري دگر چيزي به انبانتكجا ياري شود آيد در اين سينه به اين حالتنباشد با دل مرده كسي هم عهد و پيمانتهواي رفتن و ماندن در اين عالم هوايي نيستبيا جان بركن و
نفس بريده
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:10
روزها و ماههايى رو ميگذرونم كه مطمن و مطمن تر ميشم ديگه روزها سخت تر و سخت تر ميشهخدا بيش از هميشه ناتوان در اثبات صداقتش و باورها تكيده و نحيف از نقض هاى پياپي ادعاهاشون يك لشگر زخمى دورم و من از همه نالان ترحقيقت ها پشت هم نقض ميشن و من مبهوت كه جواب كيو چى بدمدر بهترين حالتش انگار من قربانى موجود...
من مترسک آسمان نیستم
-
تاریخ: 1396/8/25 ساعت: 22:39
سالهاست با خود می اندیشم من کیستم! هستم یا که نیستم؟ روی پیاده روهای شهر قدم میگذارم. در میان ماشین ها من هم رانندگی میکنم. شب روی زمین میخوابم و در میان مردم حرف میزنم اما من نیستم. نمیدانم کجای تاریخ حیات و یا پیش از آن، من دیگر آنچه بق
زندگی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:41
زندگى يعنى رنگ يعنى آهنگ در شور و در دشت با سارنگ زندگی نی زدن آن پسر چوپان است در میان گله زندگی لمس گل و باران است کوچه باغ است و انار است كه از شاخه بن بست تو آويزان است زندگی چرخش روز و شب ما نيست فصل به فصل زندگى اینجا نیست پشت دیوار بلند زندگی در دل صحرا جاريست موج تا موج پر از سایه و خورشید و...
مور و امام- داستان برگزیده جشنواره نماز-96
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:41
محمد هادی چرخکان(میم-فانی) كنج مسجد نشسته بودم همه منتظر آمدن امام جماعت بودند. چند دقيقه اي از اذان گذشته بود كه امام جماعت تنومند مسجد، وارد شد. من كه در حال خودم بودم با صداي صلوات جماعت به خودم آمدم. نماز شروع شد. در مسجد ما، خود امام جماعت ميكروفن دارد و به همين خاطر موذني نيست. سجده ركعت دوم ك...
بيت سال
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
هر سال سال من به ياد تو تحويل ميشود ما كهنه ميشويم و سال نو تاويل ميشود
آرام و پرتلاطم
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
آرام و پرتلاطم م چون موج هاي تو در شهر خود طبيب و در اين شهر مبتلاي تو گاهي ميان شعر خود از من سخن بگو حالا كه طبع مرا برده خون بهاي تو گاهي بگو كه مرا مي شناختي روزي حالا كه گمشده ام در ميان تو
اعجاز عجز
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
ما عجز خويش را به تو اعجاز مي كنيم عهد الست بسته ،به جان باز مي كنيم در حال ما اگرچه غم يار گفتني است زين بار شرم، اينهمه ايجاز ميكنيم عشق است راز عالم و دانم سكوت آن ديوانه گشته، صحبت از اين راز مي كنيم ما زاده ي خزان توايم و دمي ز باد گمگشده ايم و به نام تو احراز مي كنيم عمري سكوت كرده و كنجي نشست...
آيا ما بايد انسان عصر خود باشيم؟
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
هر عصر ارزش هاي مختص به خودش دارد و عرفي دارد كه به معناي رفتار اكثريت جامعه است كه ميتواند متاثر از تصميمات عده اي ادم خاص و با نفوذ در جهان باشد. وقتي ادمي در عصر خويش زندگي ميكند حتي متعلق به عصر خويش هم نيست.چرا كه حتي در طول عمر انسان، جهان در حال تغيير است و ادمي كه روزگاري،بر اصولي، زندگيش را...
آخرين انتخاب يك مرد 36 ساله
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
درست ١٨آگوست ١٩٥٦ بود و من روي تخت سفت اتاق خوابيده بودم و سقف را مينگريستم. تمام ذهنم معطوف ٢٧آگوست بود، روزي كه قرار بود اعدام شوم. درست ١٠روز تا كابوس سالهاي زندان فاصله بود. اما تا آخر عمرم تنها یک انتخاب مانده بود و آن شكل وقوع حادثه بود كه اختيارش در دست من بود. پرتاب از بلندترين صخره به دريا،...
پس و پیش
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
حالم حال فرمانده ای که تو سنگر نشسته و داره از آنچه در پیش و پسش میگذره مینویسه. از دشمنی که در پیش روی داره و از دوستان احمقی که تو پشت جبهه به جنگ هم افتادند و ناگاه تیری از جلو سرشو و تیری از عقب سینشو میدره و درد سینه سخت تره......
شاعر سكوت
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
گاهي دلم براي خودم تنگ ميشود وقتي كه در زلال غزل هاي چشم تو من شاعر سكوت پر از راز ميشوم وقتي نميرسد به تو دستم دوباره هم ما بين دست و دلم جنگ ميشود اي دل بيا و شبيه خودت بمان گاهي دلت به دست خودت رنگ ميشود اين آينه نه چو تصوير ما بود پژواك گريه مگر بغض ميشود!! از آن زمان كه به من همرهي نشد پيچ و خم...
حديث حجب
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
به چشم هاي نافذت اي يار گرچه عریانم مرا به هُرم نگاهت به خود بپوشانم به شرم گويمت اما ز روي لطف و عطا بيا به جوشن عشقت دمی بجوشانم حديث حجبِ من خسته از زمانه تو گوي كه غير نام تو گفتن دگر نميدانم اگه حجاب بدارم نه تَركِ زيباييست چو گوهري به صدف در حريم ايمانم اگرچه آتش شوري به پا كند تن من به بعد خر...
از آن زمان که تو رفتی.....
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
دلم براي تو تنگ استآسمان از آن زمان كه تو رفتي هماره بي رنگ استنه ابرهاي غليظي كه شوق بارش ما را فزون كندنه آفتاب غيوري كه در تلالوي آنجوانه اي بزند باغ باغبان بي چنگماز آن زمان كه تو رفتيتمام شهر تو منگ است از فراق تو وهنوز بر تن سرخش جاي جاي بوسه ي جنگ استاز آن زمان كه تو رفتي ميان مردم شهرم هزار ...
سال نو!
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 13:34
هر سال سال من به ياد تو تحويل ميشودما كهنه ميشويم و "سال نو" تاويل ميشود صد فصل بين ما و ز نو فصل ديگريپس كي زمان وصل تو تحصيل ميشود